"سال بد، سال باد، سال اشک، سال شک!"
دانه دانه... نه! دریا دریا اشک، هر سال. این سال. این سال پرملاط تر. این بار که باز کسی نیست. که باز باید به خاموشی هزار خورشید، هزار کلمه اشک بریزی. دریا دریا نفرت می شود سین هشتم. می گذاری اش توی تُنگ. جلوی آینه.
تا تکثیرش که مکرر شد به یاد قفس، به یاد آنکه بی نفس، تو هم اینجا سراب را تصویر کرده باشی. سبزه هایی که سوخته را توی سراب بکاری. امیدی که نومید شد. که قبل از درو آتشش زدند. نفسی که دیگر برنیامد. سبزی که سرخ شد. هی خون شد. هی خشم شد. هی خفقان بر ترنُمِ مان کوبیدند. خورشیدی که ماه که هیچ خسوف هم نشد. هر در که کوفتیم در حسرت سلام فقط هجوم بی تخفیفِ دشنه ی تهمت بود و بارانِ کورِ گلوله های زخم و قفس بارانِ تنهایی.
و باز سیلابِ بی حاصل شوراب تا کبودیِ سیلی کوبِ گونه هامان را شستشویی دهد. امان از این سال. امان از این سالِ بد!
----------------------------------
۱-صدای دریا دادور این روزها تنها ترنم خوشایند این جهان است.
۲- سعید دارایی اولین مجموعه کارهایش را به صورت الکترونیک منتشر کرده است؛
مجموعه داستان - خطی سبز از حضور تو
مجموعه داستان - پشت دروازه های کرمانشاه
مجموعه شعر - زیباترین زن لـخت .. پاییز است !
(برای دریافت روی پیوندها کلیک کنید)
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
از قطعنامه به شبانه ها رسيده ام. براي همنفسي تان، پرپر ميزنم. مستي حضورتان، شبانه هاي ممتد روزگار را بي رنگ مي كند.