"کات!"
به: احمد باطبی
شیر چکه می کرد. آب موج نرمی بر می داشت و خود را می کوبید به دیواره ی کوتاه حوض. از آن لب می زد و یله می شد روی سطح دیواره.
ماه، گوشه ی حوض تاب بر می داشت. به ساعت که نگاه کردم، چهل و پنج دقیقه بود که از گوشه ی سمت چپ حوض راه افتاده بود. قطر مربع را پیموده بود و حالا به گوشه ی سمت راست رسیده بود. به حاشیه کاری نداشت. قطر را رفته بود. با خودم فکر می کردم که کاش می شد هر دقیقه یک عکس بگیرم از حرکت ماه روی آب، بعد عکس ها را که کنار هم بچینم طرح قشنگی می شد. در شش و بش فریم های به هم متصل بودم که نارنج رسیده یی خودش را پرتاب کرد میان معرکه. پشنگ آب، تمام توهمات را فرو نشاند.
خوار مادر هر چی نارنجه...
...
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین ۱۳۸۵ ساعت 3:51 توسط محمد عرب زاده
|
از قطعنامه به شبانه ها رسيده ام. براي همنفسي تان، پرپر ميزنم. مستي حضورتان، شبانه هاي ممتد روزگار را بي رنگ مي كند.